در دنیای تجارت ، موفقیت بدون داشتن استراتژی برای شرکت دشوار است. به همین دلیل است که بسیاری از شرکت ها استراتژی های تجاری را توسعه می دهند. بنابراین ، استراتژی نام تجاری چیست؟ این راهی است که یک شرکت می تواند از منابع موجود خود برای توسعه اهداف تجاری کوتاه مدت و بلند مدت استفاده کند. اگر این کار را درست انجام دهید ، یک استراتژی برند می تواند مزایای عمده ای برای شرکت شما داشته باشد.

سیمون سینک نویسنده و سخنران انگیزشی نقل قول بسیار خوبی دارد (تصویر زیر) که اهمیت داشتن استراتژی برند را برجسته می کند .

چرا برند شما به یک استراتژی نیاز دارد ؟

پس از یادگیری اینکه استراتژی نام تجاری چیست ، جای تعجب است که چرا داشتن یک استراتژی نام تجاری بسیار مفید است. یک استراتژی نام تجاری می تواند بر روی همه مشتریانی که تجارت شما جذب می کند تا کارمندانی که استخدام می کنید تأثیر بگذارد. در اینجا سه ​​دلیل عمده وجود دارد که نیاز شما به استراتژی تجاری در تجارت شما ضروری است.

ارتباط عمیق تری با مشتریان خود ایجاد می کند

به ندرت پیش می آید که یک کسب و کار مجبور نباشد با تهدید رقابت کنار بیاید. با توجه به آن ، انجام هر کاری ممکن است برای داشتن مزیت رقابتی به شرکت شما مفید است. خوشبختانه شما می توانید این کار را با یک استراتژی برند انجام دهید.

داشتن یک استراتژی برند به شرکت شما کمک می کند تا از رقبای خود برجسته شود. با ایجاد یک استراتژی نام تجاری ، راهی برای ارتباط با مخاطبان هدف شرکت خود دارید. این استراتژی می تواند با ایجاد ارتباطات شخصی با مشتریان ، مردم را در مورد آنچه شرکت شما ایستاده و داستان آن را مطلع سازد. مطالعه مسئولیت اجتماعی شرکت Cone در سال 2017 نشان داد که 87٪ از مصرف کنندگان محصولات را از شرکتهایی خریداری می کنند که ارزش آنها را با آنها تقسیم می کنند.

همچنین ، داشتن استراتژی نام تجاری برای شرکتهایی که می خواهند درآمد خود را افزایش دهند بسیار سودمند است. با یک استراتژی نام تجاری ، ایجاد یک تجربه ثابت و اجتناب از خارج از نام تجاری بسیار آسان تر است.

برای ایجاد فرهنگ شرکت بسیار مفید است

در حالی که به آینده کار خود فکر می کنید ، گاهی اوقات فراموش کردن اهمیت فرهنگ شرکت آسان است. نداشتن فرهنگ می تواند تأثیرات منفی بر تجارت شما بگذارد. یک مطالعه اخیر نشان داده است که اگر فرهنگ این شرکت مناسب نباشد ، 35٪ از افراد جویای کار کار بی نقصی را انجام می دهند.

با داشتن یک استراتژی نام تجاری ، ایجاد اهداف روشن برای کارمندان آسان تر است. این کمک می کند تا اطمینان حاصل شود که هر کارمند انتظارات مشخص و نقشی کاملاً مشخص دارد. با این کار می توانید از اثرات پرهزینه گردش مالی کارمندان جلوگیری کنید. توجه به اینکه هزینه های گردش مالی متفاوت است مهم است زیرا بیشتر شرکت ها نقش های مختلفی برای کارمندان خود دارند. برای تعیین میزان هزینه های جابجایی کارمندان برای شرکت شما ، هافینگتون پست یک معادله مفید دارد.

وقتی یک برند دارای یک استراتژی و یک فرهنگ است ، به هدف گذاری هر یک از کارکنان آن کمک می کند. این شرکتها معمولاً اهداف کوتاه مدت و بلند مدت دارند و توضیحات روشنی در مورد چگونگی دستیابی به آنها دارند. با اطمینان از اینکه هر کارمند هدفی دارد ، به طور معمول آنها را از حضور در محل کار خوشحال می کند. CultureIQ خاطرنشان كرد كه شركتهايي كه فرهنگهاي قوي دارند 20٪ رضايتمندي كارمندان را بيشتر اعلام كردند.

داشتن روشی عالی برای گسترش تجارت خود

تقریباً هر مشاغل همان هدف را در نظر گرفته اند که مشاهده رشد شرکتهای متبوع آنهاست. اگر در یک قایق هستید ، فکر کردن در مورد داشتن یک استراتژی تجاری عاقلانه است. یک استراتژی نام تجاری به شرکت شما این امکان را می دهد تا با دقت برنامه ریزی و اقدامات بعدی خود را انجام دهد.

وقتی بر اساس تحقیقات تصمیمات حساب شده می گیرید ، عرضه محصولات و خدمات جدید بسیار آسان تر از حد معمول می شود. ایجاد یک استراتژی نام تجاری که متمرکز بر رشد مداوم باشد می تواند تأثیر مثبتی بر سود شرکت شما داشته باشد. تحقیقات نشان می دهد شرکت هایی که در استراتژی های نام تجاری خود از یک نام تجاری سازگار استفاده می کنند می توانند تا 23٪ افزایش درآمد داشته باشند.

چگونه می توان برای نام تجاری خود استراتژی ایجاد کرد ؟

اکنون که مزایای داشتن یک استراتژی نام تجاری را فهمیدید ، احتمالاً می خواهید شروع به ایجاد یک راه حل برای تجارت خود کنید. گرچه به نظر می رسد این یک کار دلهره آور باشد ، اما چند مرحله را دنبال کنید بسیار آسان تر می شود. در اینجا پنج مرحله عملی برای شروع توسعه استراتژی نام تجاری ذکر شده است.

1. از خود سوال کنید تا درک عمیق تری پیدا کنید

اگر می خواهید یک استراتژی مارک تجاری را تعیین کنید ، باید سوالات زیادی درباره شرکت خود بپرسید. ممکن است برای شما مفید باشد که این روند را با پرسیدن این سوالات در مورد نام تجاری خود از خود شروع کنید:

  • هدف برند من چیست؟
  • داستان مارک من چیست؟
  • مشکل یا مشکلاتی که برند من حل می کند چیست؟
  • اگر مارک من شخصی بود ، شخصیت آن چگونه بود؟ با چه کسی مناسب خواهد بود؟ با چه کسی خوب جفت نمی شود؟

این سوالات چگونه در روند استراتژی نام تجاری شرکت شما نقش دارند؟ با درک هدف برند و داستان آن ، ایجاد یک استراتژی عالی آسان تر است. همچنین ، بررسی بیشتر این که برند شما چه مشکلی را حل می کند ، می تواند در راهبرد کمک کند.

لحظه ای به فکر خود و خصوصیات شخصیتی خود باشید. صفات و خصوصیات شما احتمالاً تأثیر بسزایی در زندگی شما دارد. اگر مانند اکثر مردم هستید ، احتمالاً چندین دوست دارید که در برخی از علایق شما مشترک هستند. به عنوان مثال ، کسی که وقت زیادی را صرف پخش موسیقی می کند ، احتمالاً چند دوست نوازنده دارد. شخصی که از انجام بازی های ویدیویی لذت می برد ، احتمالاً با افرادی که هنگام بازی این بازی ها ملاقات می کند ، رابطه دوستانه برقرار خواهد کرد.

با استفاده از همین مفهوم در کسب و کار خود ، راحت تر خواهید فهمید که برند شما چیست.

2. درباره اینکه مارک شما چه کسانی را هدف قرار داده است بیشتر بیاموزید

یکی از مهمترین موارد در مورد استراتژی نام تجاری ، درک این است که این استراتژی برای چه کسانی است. اگر نمی دانید شرکت شما به چه کسی می خواهد برسد ، ایجاد یک الگوی استراتژی مارک برای دنبال کردن در آن دشوار است. خوشبختانه ابزارها و گزینه های زیادی برای کمک به شما در دستیابی به این هدف در دسترس است.

شما می توانید از ابزارهای نام تجاری و تجزیه و تحلیل وب سایت برای دریافت بینش عملی در مورد احساس مردم در مورد شرکت شما استفاده کنید. هنگام مشاهده این داده ها ، اطمینان حاصل کنید که در مورد این جنبه های مهم مخاطبان خود بیشتر بدانید:

  • سن
  • محل
  • عادت های خرج کردن
  • منافع

یادگیری در مورد محدوده سنی مشتریان می تواند به تعیین علایق و بسیاری از عوامل دیگر کمک کند. به عنوان مثال ، تصور اینکه اکثر افراد 20 ساله چندان علاقه زیادی با افراد 70 ساله نداشته باشند ، چندان تصور نمی کند. اگر قادر به یافتن اطلاعات مربوط به علایق نیستید ، برای انجام این نوع تعیین ها از اطلاعات سن استفاده کنید.

موقعیت مکانی عامل مفیدی دیگر برای بررسی هنگام تلاش برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مخاطبان هدف است. با نگاهی دقیق به مکان مشتریان خود ، ایده خوبی خواهید داشت که در چه ساعاتی آنها را با تبلیغات شرکت خود هدف قرار دهید. به این ترتیب ، شما در نیمه شب که بیشتر مشتریانتان خواب هستند ارتباطات بازاریابی را ارسال نمی کنید.

در صورت موجود بودن ، همچنین می خواهید به اطلاعات مربوط به عادت های هزینه ای مشتریان خود مراجعه کنید. این به شما ایده بیشتری می دهد که پایگاه هدف شما چه مقدار پول دارد و مایل به صرف آن است. این همچنین یک روش عالی برای تعیین چگونگی تناسب محصولات و خدمات شرکت شما در بودجه مخاطبان هدف شما است.

همچنین بسیار جالب است که به منافع مشتری خود نگاه کنید. با یادگیری در این مورد ، می توانید اطلاعات بیشتری راجع به شرکت های مورد علاقه مخاطبان خود کسب کنید. همچنین می توانید با نمایش های تلویزیونی ، فیلم ها ، تیم ها و موارد دیگر مورد علاقه مخاطبان خود آشنا شوید. همه این عوامل می تواند به شما کمک کند تا یک استراتژی برند برنده متناسب با علایق و عقاید این افراد باشد.

کوکاکولا به عنوان بخشی از کمپین تبلیغاتی “Share a Coke” اخیراً از بینش مخاطبان برای افزایش فروش استفاده کرده است. در این مدت ، کوکاکولا سخت کار کرد تا اطمینان حاصل کند که هر دسته از این قوطی ها دارای نام ، مکان و اصطلاحات متفاوت و متناسب با هر کشوری است که هدف قرار داده است. بعد از شروع این کارزار ، کوکاکولا متوجه شد که فروش نوشابه از 1.7 میلیارد به 1.9 میلیارد وعده در روز رسیده است.

3. نگاهی به آرم و مارک تجاری شرکت خود بیندازید

برای ایجاد ارتباط عمیق تر با مخاطبان خود ، نگاه دوم به آرم شرکت شما باید بخشی از استراتژی برند شما باشد. آرم یکی از مهمترین جنبه های تجارت است. با توجه به این موضوع ، شما باید مطمئن شوید که آرم شرکت شما بازتابی دقیق از برند و استراتژی آن است.

این تصویر برای یادگیری رنگ در آرم شرکت و تاثیری که هر رنگ بر مغز انسان دارد بسیار مفید است.

اگر شما شرکتی دارید که می خواهد مخاطبان جوانی را به خود جلب کند ، عاقلانه است که سایه های قرمز را در آرم و مارک شرکت خود قرار دهید. به عنوان مثال ، هر دو لگو و نینتندو از این رنگ در آرم های خود استفاده می کنند و در جذب مشتریان جوان بسیار عالی عمل می کنند.

همچنین ارزش این است که به قلمهایی که در آرمهای خود استفاده می کنید نگاه کنید. آیا این انتخاب های قلم نمایشی دقیق از برند شماست؟ اگر می خواهید به تصویر بالا نگاه کنید و آرم باربی را پیدا کنید ، متوجه خواهید شد که در آن از یک فونت گرد و رنگ متن استفاده شده است که مورد علاقه نسل جوان تر از زنان است.

برای ایجاد لحن جدی تر با آرم شرکت خود ، مفید است که به استفاده از فونت های Serif فکر کنید. این فونت های نمادین به بازتاب لحن ثابت شده با نام تجاری شما کمک می کنند. با مشاهده نمونه های فونت های Serif در زیر ، مارک های دارای آرم را مشاهده خواهید کرد که بر روی یک استراتژی تجاری معتبر و تاریخی تمرکز دارند.

4- از هر چیزی که ممکن است “خارج از مارک” باشد موجودی کنید.

در حالی که به کار خود ادامه می دهید تا یک استراتژی نام تجاری را تشکیل دهید ، احتمالاً چیزهایی درباره کسب و کار خود پیدا خواهید کرد که به سادگی با پیام جدید شرکت شما سازگار نیست. این می تواند موارد مختلفی باشد ، از جمله محصولی که فروش خوبی ندارد یا یک کمپین تبلیغاتی اخیر که با پیام شرکت شما همخوانی ندارد.

اگر با جنبه ای از تجارت خود روبرو هستید که با فرهنگ یا پیام شرکت شما در تضاد است ، وقت آن است که آن را حذف کنید. پس از انجام این کار ، دیگر با جنبه های گیج کننده و نام تجاری شرکت خود روبرو نخواهید شد. برای یادگیری اینکه چه اتفاقی می افتد وقتی یک شرکت از نام تجاری خود خارج می شود ، پست ما را که نمونه هایی از چگونگی عدم گسترش نام تجاری شما است ، بررسی کنید.

5- در مورد الگوهای استراتژی برند رقبای خود تحقیق کنید

در این مرحله ، شما احتمالاً چیزهای زیادی درباره کسب و کار خود و مخاطبی که سعی در جلب آن دارید ، فرا گرفته اید. اکنون زمان آن رسیده است که استراتژی برند خود را بر اساس استراتژی رقبا تنظیم کنید. این به معنای کپی کردن هر کاری نیست که آنها انجام می دهند. در عوض ، به هر یک از جنبه های این شرکت نگاه دقیق تری بیندازید. پس از انجام این کار ، از آنچه احساس می کنید کار می کند و برای هر رقبا کار نمی کند ، موجودی کنید.

برای اینکه بدانید رقبای شما از چه استراتژی های تجاری استفاده می کنند ، نگاه دقیق تری به آنها بیندازید:

آرم ها

طرح و محتوای وب سایت

آگهی ها

بررسی ها

صفحات رسانه های اجتماعی (معیارهای تعامل ، نظرات ، ذکرها)

پس از حفر بیشتر در این مناطق ، فهرست آنچه را که هر رقیب درست و غلط انجام می دهد ، تهیه کنید.

آیا رقیب خاصی را مشاهده می کنید که از همه نظر مثبت Google را بدست می آورد؟ این بررسی ها را انجام دهید و دریابید که چه جنبه هایی از استراتژی این شرکت باعث ایجاد بسیاری از طرفداران نام تجاری شده است.

آیا یک رقیب در مورد معیارهای شبکه های اجتماعی بسیار بهتر از شرکت شما عمل می کند؟ از این صفحات دیدن کنید و ببینید که آنها برای افزایش تعامل چه کاری انجام می دهند.

با صرف وقت برای یادگیری بیشتر در مورد رقبا ، خواهید فهمید که آنها چه کاری عالی انجام می دهند و چه چیزهایی نیاز به کار دارد. با تقلید از آنچه رقبا به درستی انجام می دهند و اجتناب از آنچه آنها مرتکب اشتباه می شوند ، می توانید یک استراتژی نام تجاری برنده ایجاد کنید.

نمونه هایی از چگونگی توسعه استراتژی های برند توسط شرکت ها

بهتر است یاد بگیرید که استراتژی مناسب برند برای یک شرکت چقدر می تواند تأثیرگذار باشد. وقتی این کار به خوبی انجام شود ، می تواند به روش های بیشتری از آنچه فکر می کنید نتیجه بدهد. برخی مشاغل خاص پس از تغییر مارک تجاری خود به جز موارد مثبت چیزی پیدا نکردند. در اینجا چهار مثال عالی وجود دارد که شرکت شما می خواهد از آنها به عنوان الگوی استراتژی نام تجاری استفاده کند.

Airbnb

در حالی که یک الگوی استراتژی نام تجاری ایجاد می کنید ، اطمینان حاصل کنید که مشتریان شرکت شما در خط مقدم آن قرار دارند. به عنوان نمونه ، عاقلانه است که نگاهی دقیق به استراتژی برند Airbnb بیندازیم.

این شرکت بیش از آنچه تصور می کنید با چالش هایی روبرو است. یک چالش این بود که این شرکت هیچ چیز ملموسی برای خود ندارد. این در برقراری ارتباط بین افراد با خواص عالی بود ، اما تنها شرکتی نبود که این کار را انجام می داد. بدتر اینکه ، Airbnb محصول منحصر به فردی برای استفاده نداشت و هیچ یک از این خواص را نداشتند.

برایان چسکی ، مدیرعامل Airbnb ، با دادن نقل قول زیر در مصاحبه با The Branding Journal ، تغییر در استراتژی نام تجاری شرکت خود را برجسته می کند:

Airbnb به جای تمرکز بر خواص ، تمرکز خود را تغییر داده و توجه بیشتر خود را به مصرف کنندگان با کمپین “متعلق به هرجای دیگر” جلب کرد. این استراتژی مارک تجاری بر تجربه مشتریان Airbnb متمرکز بود.

با توجه به اینکه این یک شرکت غیرمتعارف است ، به دنبال یک استراتژی بازاریابی غیر متعارف رفت و نتیجه داد. با تمرکز بر مشتری و تجربیات وی ، به ایجاد جامعه ای گره خورده کمک می کند. به جای ارائه لیست ملک خسته کننده ، تمرکز خود را به سمت هر کاری که مردم می توانند در هنگام اقامت در یک ملک با مارک Airbnb انجام دهند ، معطوف کرد. این منجر به تولید محتوای زیادی توسط کاربر برای Airbnb شد و تنها به تقویت این برند و خدمات آن کمک کرد.

موفقیت دیگر در طی این کمپین زمانی حاصل شد که Airbnb از کاربران برای طراحی آرم خود دعوت کرد. بیش از 80،000 ارسال آرم به وب سایت این شرکت وجود دارد ، هر ارسال کننده احتمالاً ارتباط شخصی ایجاد می کند و احساس می کند بیش از هر زمان دیگری با Airbnb درگیر است.

کرایولا

اگر به فکر Crayola بودید ، اولین تصویری که به ذهن خطور می کند احتمالاً مارک مداد رنگی امضای آن است. قبل از اینکه کرایولا باشد ، شرکت بین و اند اسمیت رنگدانه هایی را برای انبارهای قرمز تولید و به فروش می رساند. به طرز شگفت انگیزی ، Crayola شروع به تولید مداد رنگی نکرد تا حدود 20 سال پس از تاسیس این شرکت.

یکی از کارمندان کرایولا متوجه شد که معلمان و دانش آموزان مدارس به مداد رنگی مومی که مقرون به صرفه و ایمن است ، نیاز دارند. با درک پتانسیل حل این مشکل ، شرکت بین و اسمیت تولید و فروش مداد رنگی را آغاز کرد. این مداد رنگی به قدری محبوب شد که کل شرکت نام تجاری خود را با نام Crayola تغییر نام داد.

قابل تصور است که کرایولا ممکن است در دنیای دیجیتال امروز دچار مشکل شود. خوشبختانه برای این شرکت ، تحقیقات نشان می دهد که کرایولا حدود 50٪ از سهم بازار 1.9 میلیارد دلاری بازار فروش هنر و صنایع دستی در ایالات متحده را حفظ می کند. همچنین ، Crayola هر روز 12 میلیون مداد رنگی خیره کننده و همچنین مداد رنگی ، مارکر ، رنگ و طیف وسیعی از محصولات مشابه ایجاد می کند.

با این حال ، این شرکت از جنبه دیجیتالی چیزها دور نیست. کرایولا مثالهای بسیار خوبی را در مورد چگونگی ارتباط شرکتی مانند این شرکت با مشاهده صفحات شبکه های اجتماعی خود با دیگران ارائه می دهد.

همچنین در مبارزات انتخاباتی اخیر که از کاربران توییتر خواست نام برخی از رنگهای جدید آن را کمک کنند ، موفقیت بسیاری کسب کرد. کمپین های رسانه های اجتماعی مانند نمونه های ذکر شده قبلی کمک می کنند تا مشتریان احساس کنند که شخصاً درگیر توسعه این شرکت ها هستند.

با ایجاد این نوع مسابقات ، استراتژی برند Crayola جنبه های دیجیتالی را در حالی که بر محصولات هنری و صنایع دستی سنتی این شرکت تمرکز دارد ، در بر می گیرد.

ردبول

برای مدت کوتاهی به نظر می رسید که ردبول سنگر خوبی در بازار نوشیدنی های انرژی دارد. این شرکت در سال 1997 با اولین نمایش در آمریکا ، به زودی متوجه تقاضای زیادی برای محصول خود خواهد شد. با این حال ، در اوایل تا اواسط سال 2000 ، بسیاری از شرکت های دیگر در تلاش برای ورود به این بازار بودند. از نامزدهای برجسته می توان به VPX و Monster اشاره کرد.

با حضور سریع رقبا ، ردبول نیاز به راهی داشت تا بتواند خود را از رقابت متمایز کند. خوشبختانه استراتژی برند Red Bull نقش اصلی را در کمک به شرکت در رسیدگی به این مشکل بازی می کند. یکی از راهکارهای اصلی این شرکت افزایش آگاهی از برند با نزدیک کردن محصولاتشان به مخاطبان هدف ردبول بود.

به زودی ، ردبول از جشنواره های موسیقی ، مسابقات ورزشی افراطی و هر چیز دیگری که مربوط به مخاطبان جوان تر آن باشد حمایت مالی می کند. ردبول همچنین شرکت تولید فیلم خود را تولید کرد که مستندها و فیلمهایی را براساس ورزشهای شدید تولید می کند ، که یک توسعه عالی برای استراتژی نام تجاری این شرکت است. حتی ممکن است استراتژی بازاریابی ویدئویی این مارک را به خاطر بسپارید که خود را به رکورد شکنی پراید با چتر بازی Felix Baumgartner در سال 2012 متصل کنید.

Red Bull حدود 30 میلیون دلار برای پیوستن نام خود به این رویداد هزینه می کند ، كه بخشی از بودجه سالانه بازاریابی آن است. این جنبه از استراتژی برند Red Bull به طرز چشمگیری نتیجه داد. پرش باومگارتنر نه تنها 8 میلیون بیننده زنده داشت ، بلکه ویدیوی YouTube در حال حاضر بیش از 45 میلیون بازدید دارد. این بدان معناست که افراد زیادی هستند که آرم و تبلیغات Red Bull را در این یک ویدیو مشاهده و مشاهده می کنند.

با ایجاد و گسترش استراتژی نام تجاری خود ، همچنان مورد توجه افرادی قرار می گیرد که دارای ارزش های Red Bull هستند.